تبليغاتX
جاده در دست تعمیر است - روز دوم: ورژن های مختلف نِرس!

 

امروز نتایج کنکورمان ( بخوانید آزمایشاتمان) را گرفتیم، به زور!!

خانم پرستار نشسته با دوستشان می خندد. اسمم را می گویم می گوید بنشین تا حاضر شود، شک می کنم. دوباره اسمم را می گویم. چشمانش را مثل آهو فراخ می کند که مگر من کَرَم! توضیح می دهیم که بله به ما فرموده اند که قبل از طلوع آفتاب آماده است الان که بعد از غروب آفتاب است.

خانم پرستار تخمه ای می شکند می گوید : خوب واسه همین حاضر نیست.

و من به این همه منطق و فداکاری این پرستار آفرین می گویم. چرا که در تمام مدت حضور من با دوستشان تخمه بشکستند و به ریش بیمارهایی که اسم خنده دار داشتند، خندیدند و با دیدن نتیجه آزمایشاتشان آخ و آه و طفلکی اش همه عالم را پر کرد و ما دو گوش خیلی بلند داریم اگر نفهیده باشیم آن بدبخت ها چه مرگشان است.

بعد از نتایج این کنکور می رویم سراغ آن یکی و تا اسممان را قرائت می کنیم عکس های کله ی مبارک می آید روی میز. خانم پرستار اینجا عینکی است، با دوستش نمی خندد و تخمه هم نمی خورد، فقط وقت بیکاری قهوه می خورد با کتاب صدسالت تنهایی!

رفتیم پیش دکی جان. تشریف نداشتند رفته بودند اتاق عمل،گفتند بروید یک شب را در سکته بگذرانید، فردا تشریف بیاورید.

 

کارگر |